سفارش تبلیغ
سرور اختصاصی
سرور اختصاصی

مهدی مشکات ـ شعرونظر

 
ان  اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــ 

خَلق می مانند در عُسر وحرج
جز دعا گویان تعجــــــیل فرج

وَاللَّهِ لَیَغِیبَنَّ غَیْبَةً لَا یَنْجُو فِیهَا مِنَ التَّهْلُکَةِ إِلَّا مَنْ یُثْبِتُهُ اللَّهُ عَلَی الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ وَوَفَّقَهُ لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِیلِ فَرَجِه: بخدا سوگند در غیبت فرزندم هیچکس از گمراهی و تباهی نجات نخواهد یافت جز کسانی که به توفیق الهی، براعتقــــــــاد به امامت او ، و دعا برای تعجیل فرجش استوار باشند (مولانا الامام العسکری صلواة الله علیه)
کمال الدین ، ص 384 و بحار الأنوار ، ج52 ، ص25، ح 16. پارسی بلاگ مهدی مشکات


 

ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

باسلام وتحیت، وعرض خیرمقدم خدمت دوستان ومیهمانان گرانقدر

 


صبح انسان2*


شب اگر پیش تو قبحی دارد

سحری دارد وصبحی دارد

سحری هست! خدا می داند!

خبری هست! خدا می داند!

با وجودی که سیاهم ـ سردم

سحری هست که حسّش کردم

ایهاالناس! مهیا باشید!

صبحدم خواب مبادا باشید!

صبحدم خواب حرام است اَلیوم

کارِ شب نیز تمام است  الیوم

زود باشید، کمی دیر است این

آخرین رکعتِ تغییر است این

این نسیمی ست که ردّ خواهد شد

"عصربد" حبس ابد خواهد شد

فرصت خوب شدن ردّ نشود!

حالتان تا به ابد بد نشود!

بشتابید! زمان آخر شد!

آه ، گفتم من وقلبم سِرّ شد

در دلم سُمّ ستوراست انگار

ضربان های ظهور است انگار

امشب آشفته ی گیسو شده ام

زخمیِ گوشه ی ابروشده ام

گوش کن! وقتِ کمانی داریم

نه جز این خط ونشانی داریم

مابه پایان زمین نزدیکیم

وبه آن صبحِ برین نزدیکیم

وقت اندیشه نداری دیگر

تو، به جز ریشه نداری دیگر

نوحِ طوفان زده باید باشی

نه به کوه آمده باید باشی

****

عصر"اندیشه" به پایان آمد

صبح شد! "دیده" به میدان آمد

صبحدم چشم سیاهت واکن

این جهان آینه دارد ـ "ها" کن!

تو، به گیسوی خدا خوابیدی

اندکی خوابِ پریشان دیدی

بازکن نرگس خوشبین ات را

پس بزن خنده ی شیرین ات را

ای دل ای داغ شقایق دیده

دیده!  ای سرمه ی شب برچیده

تازه کن سرمه ی چشمانت را

مژدگانی بده مژگانت را

گوشه ی ابروی یار آمده است

خبر چشم خمار آمده است

عاکف میکده باید باشی

مستِ مست آمده باید باشی

سرِ پیمانه نداری برگرد

دل دیوانه نداری برگرد

تازه اول قدمِ این راه است

اولِ اولِ بسم الله است

تو و من ، او، همه ـ انشاالله

هرکه دارد سرِ "ما" بسم الله

****

ای خداوندِ احَد!  بد کردیم

مابه دامان توبرمی گردیم

آه از جور زمان یا الله

غُرَما شد دلمان یا الله

دیگر از تیغ وطلا خسته شدیم

دیگر از غیر تو ما خسته شدیم

خسته روح  از سده ها بر گشتیم

مثل  غارت زده ها برگشتیم

آدم آن روز که گفتی تو" اَلَست"

مست پیمان شد وپیمانه شکست

ما هم آن وارث آدم هستیم

گر شکستیم، زدستت مستیم

باز پیمانه تمــنا   داریم

ربنا!  حالِ "ظَلَمنا" داریم

تو نبخشی، که ببخشد ما را؟

چه کنی این همه انسان ها را؟

ما  تباهیم ـ خودت می دانی

بی پناهیم ـ خودت می دانی

از دل هم، همه طرد آمده ایم

کس به کس رحم نکرد آمده ایم

تو بفرما ، تو که الرّحمانی

تو که درد همه را می دانی...


****

گرچه بد کرده ولی بیداریم

ماشهیدان خدایی داریم

چارده قرن، سیه پوشیدیم

اشک حسرت چقدَر جوشیدیم

اینک آن صبحِ سپید آمده است

چشم یعقوب به دید آمده است

غم مخور گرچه زمین خشکیده

بوی یوسف همه جا پیچیده

لشگر آدم اگر خورده شکست

علَمی هست وعلمداری هست

آدمِ خســـــــته ! بیا برگردیم

کو  درِ بسته؟ بیا برگردیم        

                                     مهدی مشکات/آذر1393                                             

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*در بخش آرشیوها، قسمت اول این مثنوی را  هم می توانید مطالعه فرمایید

 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)


(سخن کوتاهی با جاماندگان)

معلم مهربانی را در نظربگیرید که دریک امتحان شفاهی، ابتدا سوالات سخت می پرسد. وقتی میبیند اکثردانش آموزان توان پاسخ ندارند، کم کم شیب سولات را ملایم میکند. اما بازهم عده ی زیادی گیج می زنند، و لذا باز هم معلم مهربان سوالات را ساده و ساده تر میکند؛ تا آنجا که دست آخر خودش به کمک دانش آموزان عقب مانده میاید و آنقدر سوالات را ساده وشیرین وگویا مطرح میکند که دیگر فقط اسمش سوال است وگرنه درواقع وعملا نوعی آموزش جدید است؛ تا بدینوسیله، هم دانش آموزها چیزی یاد بگیرند و هم خیر سرشان درامتحان قبول شوند. دراین جاست که اگر کسی باز هم گیج بازی در بیاورد وقبول نشود واقعا یک عقب مانده(بخوانید: جامانده)ی به تمام معناست و قاعدتا رفوزه خواهد شد.
میخواهم بگویم: خداوند مهربان هم وقتی دید اکثریت مسلمانان در بزرگ ترین امتحان تاریخ، یعنی«عاشورای61هجری» مردود شدند؛ فورا امتحان را تمام نکرد[1] ؛ بلکه خداوند مهربان، این امتحان را تا پایان تاریخ ادامه داد(کل یوم عاشورا)؛ منتهی، شیب این امتحان را دائم کم و کم تر کرد تا بالاخره رسید به اربعین امروز! دراین جا دیگر نه شمشیر وشهادت و نه اسارت و نه هیچ زحمت وخطر قابل ملاحظه ای وجود ندارد. حتی زحمت هایی که در سفرهای تا 20ـ 30سال قبل هم بود برداشته شد..بله این امتحان نهایی آنقدر ساده وشیرین شده است که دیگر قدم به قدم از شما باشربت وشیرینی و تغذیه های رنگارنگ پذیرایی هم می کنند! اگر خسته شدید وضعف کردید فورا مشت و مالتان هم میدهند!....دیگر از این ساده تر نمیشود. (خب البته یک مقدار زحمت وخطر احتمالی هم  وجود دارد . ولی اگر  این هم نباشد که دیگر  "امتحان" نیست)

اما هشدار!

وقتی امتحان به اوج سادگی وشیرینی رسید؛ معنایش این است که«این آخرین فرصت است!»

              ای که گفتی:" لیتنی کنت معک" / این تو و این اربعین و این محک

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. چون امام حسین، بزرگترین باب رحمت الهی ست(باب الحسین اوسع)، واگر کسی از این در نتواند وارد شود معلوم نیست دیگر شانسی برای عاقبت بخیری داشته باشد.

اما اینکه گفتیم: "عاشورا بزرگترین امتحان تاریخ است"؛ چون امام حسین علیه السلام وارث تمام انبیاست؛ هر پیامبری هم آزمونی برای مردم زمان خود بوده است؛ پس حالا قاعدتا مکتب امام حسین، شامل برآیند نهایی آنها، و (به تعبیر دقیق تر:) آغاز بزرگترین آزمون تاریخ خواهد بود.

  

ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)
 
(آثار وفواید بزرگ این صلوات را درپایان نوشتار بخوانید)

«اَللّهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطی وَیا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ وَیا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِی الاْوَّلینَ وَصَلّ‏ِ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِی الآخِرینَ وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِی الْمَلاَءِ الاْعْلی وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِی الْمُرْسَلینَ اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّدا وَآلَهُ الْوَسیلَةَ وَالْفَضیلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ وَالدَّرَجَةَ الْکَبیرَةَ اَللّهُمَّ اِنّی آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَلا تَحْرِمْنی فِی الْقِیمَةِ رُؤْیَتَهُ وَارْزُقْنی صُحْبَتَهُ وَتَوَفَّنی عَلی مِلَّتِهِ وَاسْقِنی مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَبا رَوِیّا سآئِغا هَنَّیئا لا اَظْمَاءُ بَعْدَهُ اَبَدا اِنَّکَ عَلی کُلِّشَیْ‏ءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّی آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَعَرِّفنی فِی الْجِنانِ وَجْهَهُ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّدا صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ مِنّی تَحِیَّةً کَثیرَةً وَسَلاما»
صلوات فوق، اگرچه معروف به "صلوات روزعرفه"، و جزو اعمال این روز است؛ اما اختصاصی به این روز ندارد؛ و چنانکه درروایت خواهید خواند، هرکس بعد از نماز صبح ومغرب سه بار آن را بخواند به نتایج بزرگی خواهد رسید. دراین جا ابتدا برخی از مهم ترین خصوصیات آن را ذکر میکنیم: وبعد به ذکر آن فواید ونتایج بزرگ می پردازیم:
*این صلوات شریف، حاوی «سرّی از اسرار اهلبیت علیهم السلام!» شمرده شده است.
*این صلوت، از 4 امام معصوم: امام صادق، امام موسی بن جعفر امام رضا، وامام مهدی صلوات الله وسلامه علیهم نقل شده است.
*دارای اسناد صحیح، ومنابع بسیار معتبری چون ثواب الاعمال شیخ صدوق.ره:ص157، مسند امام رضا علیه السلام ج.2:باب الصلوات، معانی الاخبار:ص62، مسند امام کاظم ...می باشد
*باعث سرور محمد وآل محمد صلوات الله علیهم می شود!! چنانکه فرمودند: هرکس میخواهد محمد وآل محمد صلواة الله علیهم را مسرور کند این صلوات را بخواند.
 
 نُه اثر ونتیجه ی بزرگ مداومت براین صلوت :

علاوه بر همه ی آنچه گفته شد، 9 اثر مهم دیگر "مداومت" بر آن نیز ـ به فرموده ی امامان علیهم السلام ـ بدین ترتیب است:

1.هُدّمت ذنوبه: گناهانش منهدم می شوند(آثار ان ها بکلی ازبین می رود)
2.مُحییت خطایاه: اشتباهات زندگی اش، محو (و اصلاح) خواهد شد.
3.دام سروره: سرور ونشاط او همیشگی می شود!
4.استجیبت دعائه: نیایش های او مستجاب می گردد.
5.اعطی امله: (بالاخره) آرزوی او برآورده می شود.
6.بسط له رزقه: روزی اش گسترده خواهد شد.
7.اعین علی عدوه: دربرابر دشمنش یاری داده می شود.
8.هی له اسباب انواع الخیر: این صلوات، اسباب هرگونه خیر وسعادت را فراهم می کند.
9.یُجعل من رفقاء نبیه فی الجنان الاعلی:[سرانجام ] از رفیقان پیامبر، در عالی ترین درجات بهشت خواهد شد!!

یادآوری:
1.همه ی این آثار، در صورت «مداومت» بر این صلوات حاصل می شود. بدین ترتیب که: «هرروز سه مرتبه پس از نماز صبح وسه مرتبه پس از نماز مغرب»، خوانده شود*
2. با بررسی روایات چنین به دست می آید که مداومت بر همین صلوات معمولی (اللهم صل علی محمد وال محمد) نیز چنانچه هرروز به مقدار زیاد، مثلا1000مرتبه فرستاده شود، همین خواص وآثار فوق را همراه با آثار بسیار مبارک دیگر نیز خواهد داشت.
3.درهمه ی اذکار وعبادات، خصوصا در صلوات، یک شرط مهم این است که با نشاط وعلاقه وبدون هیچگونه اکراه انجام شود! تا انشاالله تاثیر واقعی خودش را آغاز کند. (داشتن وضو هم خیلی مهم است).
4.صلوات مزبور، درمفاتیح الجنان نیز جزو اعمال مخصوص روز عرفه آمده است.
انشاالله، همگی با نشر این برنامه، درنهضت صلوات، و زمینه سازی معنوی ظهور مشارکت کنیم.
..............................................................................................
*کسی که احیانا نماز صبحش قضا شده است؛ دراولین فرصت نماز را قضاکرده و صلوات را نیز بخواند

ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

درمورد بی حجابی وهوسرانی ـ چه ایمان بیاوریم وچه انکار کنند ـ اینگونه روایات، فراوان وجود دارد:

به نقل از امیرالمومنین علیه السلام:
«در آخرالزمان که بدترین زمانهاست و پس از آن، مهدی[عج] ظهورش بسیار نزدیک خواهد بود:

 ـ همه جا آشکارا می بینی که زنان، پوشش را کنار می گذارند

ـ و برهنه، خود را در ملا عام به نمایش می گذارند. 

ـ بدانید که آنها از دین خارج شده اند!..

ـ هر جا که هیاهو و جنجال است آن زنها هم شریک ماجرا بوده و حضور خواهند داشت

ـ و به شهوترانی تمایل بسیار دارند

ـ و برای هوسرانی و خوشگذرانی فورا آماده می شوند.

ـ بدانید که آنها به دوزخ خواهند رفت(!) ـ بحارالانوار جلد 52 »


البته توجه کنیم که این گونه روایات، تنها در مذمت بدحجابی نیست؛ بلکه بی عفتی و هوسرانی؛ تزلزل وفروپاشی خانواده ها؛ وفتنه گری در جامعه...آری، خطر اصلی دراین هاست، و این ها همه نیز از همان برهنگی آغاز می شود


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

جغرافیای هدایت درآخرالزمان کجاست؟
درنگی درروایات «ایران آخرالزمان» 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*مخلص کلام: بنظرما دعوای تاریخی سنی وشیعه دیگر کهنه شده، و آنچه امروزه به تدریج، مورد توجه مسلمانان هوشمند و بیداردل قرار می گیرد؛ مساله ی «جغرافیای هدایت درآخرالزمان» است. 
به بیانی ساده: دراین روزگار آشفته ی آخرالزمان که مرزهای حق وباطل در هم آمیخته است؛ اگر کسی بخواهد مسیر دقیق هدایت الهی را کشف وپیروی کند؛ وقتی به روایات بیشمار اسلامی مراجعه کند درمی یابد که: « استراتژی هدایت در اخرالزمان، منطبق با سرزمین فارسیان معرفی شده است». همان سرزمین پهناوری که با تعبیرهای مختلفی چون: عجم، موالی،قوم سلمان، اهل خراسان، اهل قم، حمراوان، اهل طالقان..، شناخته میشود. این منطقه شامل ایران کنونی وبخش هایی از افغانستان و برخی کشورهای فارسی زبان مجاور و نیز بخش هایی از عراق کنونی میگردد. البته دربرخی روایات به نقش هدایتگر" اهل یمن" در آخرالزمان نیز تصریح شده است؛ که از قضا یمین هم پاره ی تن ایران قدیم، و محل کوچ بسیاری از ایرانیان بوده است؛ چنانکه هم اینک نیز شاهد بازگشت این پاره ی تن، به پیکر اصلی خود میباشیم.

*یادآوری: 
1.طبعا این مقاله ی کوتاه، در اول نظر، متهم به نژادگرایی، ناسویانالیسم، پان فارسیسم، ونظایر این ها خواهد شد. اما درپاسخ به این اتهامات توجه کنیم که: اولا ما صرفا نقل روایت میکنیم! اگر تعصبی بر نژاد ایرانی به چشم می آید؛ ربطی به نقل کننده ی روایات ندارد.(کسی که معترض است، درواقع اعتراض برروایات شریفه دارد!)
2.قوم سلمان، بارها آزمون تاریخی خود را در بی تعصبی و تسلیم بودن دربرابر حقیقت پس داده اند. مهم ترین آزمون آن ها هم همان پذیرفتن دین اسلام، و حمایت بی دریغ و جانفشانی در راه این دین و اولیای معصوم ان علیهم السلام بوده است؛ آن هم با وجود آن همه بدی ها وبیدادهای قوم عرب( مشخصا امویان وعباسیان). 
راستی اگر اسلام در ایران ظهور می کرد، آیا عرب ها به آن ایمان می آوردند؟! یا فرضا اگر امام حسین علیه السلام ایرانی بودند؛ آیا آنان همینگونه "لبیک یاحسین" سر می دادند؟!! قرآن کریم صریحا این مساله را گوشزد کرده است که " اگر ماقرآن را بر عجمان نازل می کردیم اینان ایمان نمی آوردند» وامام صادق علیه السلام نیز همین مساله را باعث «فضیلت عجم بر عرب» اعلام فرموده اند. بنابراین، اکنون که یکبارعجم ها آزمون تاریخی خود را به خوبی پس داده اند؛ هم اینک نوبت برادران عرب ماست تا آزمون تاریخی خود را دربرابرجغرافیای هدایت آخرالزمان پس دهند؛ و البته اینبار بسیاری از آن برادران ما در آزمون خود مدال توفیق گرفته و خواهند گرفت.

هم اینک آنچه اشاره می شود، صرفا نمونه ای از عناوین موجود در روایات معتبر(بیشتر از منابع اهل سنت) است؛ که به خوبی نشان می دهد: سرزمین فارس، کانون هدایت درآخرالزمان خواهد بود:

1.فارس: «معدن علم درآخرالزمان» خواهد شد[1]
2.قوم سلمان: معدن ایمان در آخرالزمان خواهند بود [2] 
3. فارسیان بیش از عربستانی ها مورد اعتماد پیامبر(ص) هستند[3]. 
4. فارسیان(مومن) شاخه ای از خاندان اهلبیت محسوب می شوند! [4] 
5.شکست نهایی اسرائیل به دست فارسیان خواهد بود( درروایات متعددی، مشخصا از قم وخراسان وفارس نام برده اند).[5] 
6.زمینه سازان حکومت امام مهدی(عج) مردانی از مشرق(ایران وافغانستان) می باشند[6]. 
7.ایرانیان، عرب ها را به اسلام باز خواهند گردانید. [7]
8.فرزندان عجم، همچون شیرانی ظاهر می شوند ودشمنان عرب ها را دور می کنند![8]
9. تمام 313نفر اصحاب اصلی امام مهدی(عج)، و نیز وزیران آن حضرت، از فرزندان عجم اند[9]. 
10«قوم سلمان، محور دوستی خداوند»: قوم سلمان را خداوند دوست دارد وآنان نیز خداوند را دوست دارند( ذیل آی? 54مائده،درعموم تفاسیر)
11.حقیقت دین اسلام را قوم سلمان کشف خواهند کرد! (همان) 
12.آغاز ظهور امام مهدی(ع) از سرزمین فارسیان(مشرق) خواهد بود.[10]


**نتیجه گیری:
نتیجه گیری ازآنچه گفته شد، به عهده ی خود خواننده ی گرامی ست. اما برای تتمیم سخن، روایتی دیگر از امیرالمومنین علیه السلام را به دست تامل ودقت شما می سپریم:
و بدا لکم النجم ذو الذنب من قبل المشرق و لاح لکم القمر المنیر، فإذا کان ذلک فراجعوا التوبة و اعلموا أنّکم إن اتّبعتم طالع المشرق سلک بکم منهاج الرسول (صلی الله علیه و آله و سلّم) فتداویتم من العمی و الصمم و البکم و کفیتم مؤونة الطلب و التعسّف و نبذتم الثقل الفادح عن الأعناق :
وقتی ستاره ی دنباله دار برایتان از طرف مشرق آشکار شد و ماه روشن شما تابید؛ پس زمانی که این مسایل پیش آمد، به سوی توبه روی آورید و بدانید اگر شما به طلوع کننده از سمت مشرق تبعیّت کنید، شما را به راه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می برد. در این صورت از نابینایی و کری و لالی مداوا شده اید و از زحمتِ جستن (حقّ) و خستگی آن راحت می شوید! و بار سنگین (وزر و وبال)را از گردن ها انداخته اید.» بحارالأنوار: 123/51 ب 2 ح 24 از کافی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
1.المصنف ابن شیبه 12/206 و مسند احمد 2/296 و 308
2.تاریخ اصبهان4/151 . الغارات1/70؛ تاریخ یعقوبی،2/183همچنین ذیل آی?3جمعه درعموم تفاسیر سنت، ، از جمله: الدُرّ المنثور، الکشّاف، قرطبی، مراغی و فی ظلال القرآن ...
3. ابوهریره گوید: از موالی یا عجم های نزد رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) سخنی رفت، حضرت فرمود: «والله لأنا أوثق بهم منکم أو من بعضکم»: به خدا قسم! البته من اعتمادم به آن ها بیشتر از شما یا بعض شماست. حافظ ابونعیم، ذکراصبهان ص 8؛ و ترمذی:382/5.
4. کنزالعمال2/302 ن.گ: عصرالظهور: ص 159.
5. بحار5/16؛ و60/216 و....
6. سنن ابن ماجه2،ص 1368:حدیث 4088؛ البدء و التاریخ 5/534؛ مجمع الزوائد 3/853؛ الحاوی للفتاوی 5/02 و نهایه البدایه 5/4؛کنز العمال، ح 38657؛کشف الغمه3/273و...
7. ابن ابی الحدید2/284/ همچنین: نفس الرحمن فى فضائل سلمان ص199
8.خداوند اطراف شما عرب ها را از ایرانی ها پر می کند و اینها چون شیرانی هستند و اهل فرار نیستند و از شما دفاع می کنند و دشمنان شما را نابود می کنند و از غنایم شما هیچ استفاده نمی کنند . 
https://hawzah.net/fa/Magazine/View/4227/4343/31081 بنقل احمد حنبل
9. بنایبع المودة: 133/3؛ اسعاف الرّاغبین: ص 144 الإمام المهدی: ص 344؛ روزگار رهایی: 599/1.؛ بحار52/369

10.بحار2/252 و با مضامین مختلف دیگر: سنن ابن‌ماجة، ج 2، صص: 518 و 269؛ و مستدرک حاکم نیشابوری، ج4، صص: 464 و 553؛ مخطوطته الفتن ابن حماد، صص: 84 و 85،مصنفابن أبی شیبة، ج 15، ص: 235؛ سنن الدارمی، ص: 93


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

 

بسم الله/ با عرض سلام

قسمتی از متن گفتار مرحوم لطیفی نسب رضوان الله  تعالی علیه  درمورد صلوات،

که قبلا نقل  به مضمون کردم(همراه با آدرس سایت ایشان) این گونه است:

 

«آنچه که انسان را به کمال می‌رساند، یعنی در مرز آدمیت می‌آورد؛ و آنجا یک تکان دیگر می‌خواهد که داخل آدمیت و آدم ها بشود(مثل سلمان)؛ فقط ذکر صلوات بر محمّد و آل محمّد است....

خلاصه ...اگر کمتر از1000 مرتبه در روز صلوات بفرستی بدان اسمت در ردیف شیعیان[کامل] هنوز ثبت نشده، برو تا زنده هستی یک فکری به حال خودت بکن.»http://jamkaranevesal.blogfa.com/post/52

 

                                                                     ****

دوستان عزیز، اگر مطمأن ترین وساده ترین راه برای سعادت دنیا وآخرت را میخواهیم؛ این توصیه ی خداوند و اولیای او را جدی بگیریم و بر مداومت1000صلوات مقاومت کنیم(هرگز و درهیچ روز و  در هیچ شرایطی آن را ترک نکنیم).
بدانیم قطعا رازهای بزرگی در این توصیه وجود دارد که بسیاری از آن ها دراین دنیا برای ما معلوم نیست. اما یکی از بزرگترین آثار بی بدیل آن این است که: حسرت دنیا و آخرت را از انسان بر می دارد!!! چنانکه متقابلا بزرگترین خسارت ناشی از ترک این عمل مبارک نیز در همان حسرت
دنیا واخرت است!

  «یاایهاالذین آمنوا صلوا علیه وسلموا تسلیما»

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعن و اهلک اعدائهم


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

.

به گزارش بادصبا:

         تمامی مسیرها، به غیراز "جاده ی سحَر"، مسدود است

 اللهم وفقنا

 

 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

 

 

" برتراند راسل"، یکی از مشهورترین فیلسوفان مادیگراست که عمری درنفی وجود خداوند تلاش کرد. نقل است در مصاحبه ای از وی پرسیدند: " اگرآنطور که دینداران می گویند، قیامتی برپاشود وخدایی وجود داشته باشد؛ آن وقت چه حرفی در حضور خداوند خواهید داشت؟" البته این پرسش وپاسخ درمورد یکی دیگر از دانشمندان آتئیست(ریچارد داوکینز) هم نقل شده است؛ اما ظاهرا او نیز به تقلید از راسل این پاسخ را می دهد:

"اگر قیامت وخدایی باشد به خدا می گویم: عالیجناب! چرا دردنیا اینهمه سعی کردید خودتان را از ما پنهان کنید؟"

کسی که درک فلسفی لازم داشته باشد متوجه عمق این سخن و رندی گوینده ی آن خواهد شد. البته دراینجا توجه دارید که مشکل ما پاسخ دادن به علت پنهان بودن خداوند نیست. ده ها جواب منطقی و اقناع کننده می توان به این مساله داد؛ چنانکه از دیریاز نیز پاسخ های فراوانی از سوی حکیمان وعارفان داده شده است. اما سخن در این است که: نمی توان پاسخ یک طنز یا متلک فلسفی را با صغرا و کبرای منطقی و مباحث فلسفی ادا کرد ؛ بلکه اگر کسی بخواهد پاسخ بدهد، می بایست دقیقا مثل خود او، یک طنز فلسفی ساده و درعین حال قوی( به اصطلاح: سهل ممتنع) خلق کند. ( پس درواقع، این یک کشتی زبانی ست، نه علمی)

به هرتقدیر، بنده چندسال پیش، بعد از خواندن این مصاحبه، هرچه فکرکردم که پاسخ مناسبی بدهم، دائم سراز همان صغرا وکبراهای منطقی در میاوردم. هرچقدر هم که به  فلاسفه ی دینی(غربی و غیره) مراجعه کردم دیدم آن ها هم اگر جواب داده اند جواب درخوری نبوده است. چنانکه از دکترسروش هم  پرسیده بودند، و جواب قابل توجهی نداده بود...[1]

نهایتا، دراین جا یادم به این سخن حضرت مولا  افتاد که: « هرگاه یکی از شیعیان ما پرسشی داشته باشد و (با خلوص باطن) از خود خداوند سوال کند، روح الامین پاسخ را در جان او خواهد دمید»..

به همین امید، بنده هم  با صمیمیت و از عمق جان به خداوند عرض کردم: خدایا واقعا جواب خود تو به این عبارت چیست:              

         " عالیجناب، چرا اینقدر در دنیا سعی کردید خودتان را از ما انسان ها پنهان کنید؟!!"...

همین که عرضم تمام شد ـ با فاصله ی یکی دو ثانیه ـ  این پاسخِ سهل ممتنع گونه به ذهنم افتاد؛ و  تا 10دقیقه میخندیدم :

                                     « میخواستم ببینیم چه کسی میتونه مرا پیدا کنه !!»[2]

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.ایشان در پاسخ، به شوخی گفته بود: «بالاخره باید محذورات خداوند را هم در نظر گرفت»

2.  عنایت کنید که این صرفا یک پاسخ شوخی آمیز نیست؛ بلکه درعین سادگی، از عمیق ترین  و هیبتناک ترین فلسفه ی غیب الهی حکایت می کند..«لیعلم الله من ینصره ورسله بالغیب»..  

 

 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)

Ø¢Ù?اÛ? Ù?جتÙ?دÛ? از زباÙ? حضرت Ø¢Û?ت اÙ?Ù?Ù? بÙ?جت رÙ?

 

  مرحوم مجتهدی از نظر آیة الله بهجت اعلی الله مقامهما:

«جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای دکتر خوش‌بیان که از فضلای حوزه علمیه قم و از شاگردان قدیم حضرت آیة الله بهجت هستند نقل کردند:

در سال 1354 که در شهر قم مشغول تحصیل بودم، (به توصیه بعضی اساتید به مدرسه فیضیه رفتم و حجره‌ای در ضلع غربی در طبقه فوقانی گرفتم)

درست روز دوم اقامت در مدرسه فیضیه، متوجه شدم کسی درب حجره را می‌زند. وقتی درب را باز کردم دیدم شخصی بلند قامت با سیمای بسیار جذاب و چشمانی درشت و موها و محاسنی بلند است در حالی که یک بقچه در دست دارد. او بی‌درنگ وارد حجره شد. با خود فکر کردم شاید از آشنایان صاحب قبلی حجره است و گمان می کند هنوز طلبه قبلی در این حجره سکونت دارد. چای آماده بود، عرض کردم: صبحانه و چای آماده است.

ایشان فرمودند: خیر آقاجان، من همه چیز همراه خود دارم، شما جلسه درستان بروید. من هم بی‌اختیار حجره را ترک کردم و در جلسه درس حضرت استاد جناب آیت الله آقای حاج شیخ محمد تقی بهجت حاضر شدم، ولی در طول درس پیوسته در این فکر بودم که این آقا کیست؟ نکند مزاحم درس من بشود؟ پس از اتمام جلسه، حضرت استاد آیت الله بهجت با انگشت سبابه دست راست اشاره‌ای کرده و فرمودند: تشریف داشته باشید با شما کار دارم. سپس بی‌مقدمه فرمودند:

مواظب باشید شما امروز میزبان کسی هستید که من ارادتمند او هستم! این کلام آیت الله بهجت، خود کرامتی بود و ایشان از ما فی الضمیر من و از مساله‌ای که در طول درس مرا آزار داده بود خبر می‌دادند. پس از خداحافظی به حجره بازگشتم و مجدداً با آن شخص روبه رو شدم. اما این بار به گونه‌ای دیگر و با ارادتی کامل، چرا که حضرت استاد فرموده بودند: میزبان کسی هستید که من ارادتمند به او هستم.

وقتی از ایشان پرسیدم نام شما چیست؟ فرمودند: «جعفر».

جمالی بی‌نظیر داشتند و به قدری هیبت و هیمنه در وجودشان بود که به هیچ عنوان نمی‌توانستم در چشمان نافذ و زیبایشان نگاه کنم. هنگام ظهر عرض کردم: آقا ناهار بفرمایید! ایشان مقداری نان و ماست از کیسه خود بیرون آوردند و میل کردند. در آن روز آقای مجتهدی آن چنان با خلقی سرشار از حسن و انبساط با من برخورد کردند که قابل توصیف نیست! سپس حجره را به قصد تشرف به مسجد جمکران و کوه خضر ترک نمودند و این ابتدای آشنایی من با حضرت ایشان بود و چه سِری در آمدن ایشان به حجره این حقیر نهفته بود؟! نمی‌دانم…‌

لاله‌ای از ملکوت، جلد چهارم، صفحه 115و116»

همچنین از علامه حسن زاده حفظه الله بدین مضمون نقل میکنند :(مرحوم مجتهدی)انسان الهی بود، فانی بالله بود و بنده فانی در ایشان بودم! این واقعیت امر است، رَفَعَ الله درجاتَه»

 

بهترین عبادت از نظر مرحوم مجتهدی

دعا برای تعجیل فرج و بر طرف شدن غم و اندوه از چهره مبارک حضرت ولی عصر علیه‌السلام مخصوصا در اماکن مقدس و بقاع متبرک که محل عبادت و دعای ایشان بوده است، از بهترین عبادات محسوب می شود 

از جمله دعاهایی که مکرّر به افراد توصیه می‌فرمودند: خواندن «زیارت آل یس» در 9 روز هنگام بین الطّلوعین (ما بین اذان صبح و طلوع آفتاب) بود که خواص و آثار بسیار عجیبی در پی دارد. همچنین شاگرد آن مرحوم می گوید: 

پیرامون خواندن این زیارت، مطالب بسیاری از جناب آقای مجتهدی دارم که به ذکر همین مقدار بسنده می‌کنم. امید است پویندگان راه حقیقت، حقیر را از دعای خیر فراموش نکنند. جلد دوم، ص353

 


ارسال شده در توسط مهدی مشکات(بیاتی)
   1   2      >